تحلیل فقهی موارد منع و جواز ختنه‌ دختران با تأکید بر فقه امامیه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار حقوق جزا و جرم‌شناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)

2 کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.

چکیده

ختنه دختران رسمی فرهنگی است که در جوامع مختلف انجام می‌شود. این رسم بر اساس یافته‌های سازمان بهداشت جهانی مشتمل بر انواعی بوده که در برخی مواقع ممکن است منجر به آسیب‌های جسمانی و روانی به دختران شود که این موضع ناقض حقوق انسانی آنهاست. این درحالی‌است‌که بررسی نظرات برخی از فقهای عامه و امامیه بیانگر رویکرد مثبت نسبت‌به ختنه دختران است، به‌ویژه اینکه گاهی فقهای امامیه به استناد روایات معتبر، حکم به استحباب این عمل داده‌اند. براین‌اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل ادله­ فقهی موارد منع و جواز ختنه دختران در مذاهب خمسه با تأکید بر فقه امامیه به­روش توصیفی- تحلیلی انجام شد.با بررسی­های انجام شده، پژوهشی که موضوع مطالعه حاضر در آن بررسی شده باشد، یافت نشد. نتایج و یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که بررسی انواع ختنه دختران و تطبیق آنها با مفاد روایات، مبیّن این مهم است که حکم جواز ختنه دختران فقط به نوع اول ختنه (خفیف‌ترین درجه) تعلّق می‌گیرد و سایر انواع آن که در مواردی متضمن آسیب است از دایره جواز خارج است. بنابراین، تصور استناد همه مصادیق ختنه دختران به فقه نادرست بوده و مخلاف اهتمام دین به سلامت جسمانی و روانی انسان‌هاست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


  1. 1.      مقدمه

 ختنه دختران[1]رسمی فرهنگی است که در جوامع مختلف آداب متفاوتی دارد. سازمان بهداشت جهانی[2]در سال 1995 در تعریف آن گفت: «عمل قطع آلت ‌‌تناسلی دختران شامل کلیه اعمال سنتی است که باعث قطع تمام یا بخش‌‌هایی از آلت‌‌ تناسلی خارجی دختران می‌‌شود» (کریمی، 1389). عمده‌‌ترین دلایل انجام این عمل عبارت است از:

- دلیل جنسی (برای کنترل یا کم‌‌کردن میل جنسی دختران): بسیاری از مدافعان و مجریان این رسم معتقدند که ختنه، تمایلات جنسی دختران را کم یا کنترل می‌‌کند و از بکارت آنها تا فرا‌‌رسیدن ازدواج محافظت می‌‌کند؛ (فانید، 1386)

- دلیل اجتماعی (ورود دختران به مرحله‌ زنانگی): شباهت هویت دختران با مادران امری ریشه‌‌دار است و دختران کوچک برای به‌دست‌‌آوردن هویت زنانگی باید شبیه مادرانشان شوند. ختنه یکی از لوازم تحصیل و کسب زنانگی است؛ (تانگ، 1387)

- باورهای مذهبی (اجرای دستور دینی): بسیاری از افراد انجام این رسم را از دستورات دینی می‌‌دانند و خود را مکلف به انجام آن می‌‌دانند؛

- باورهای بهداشتی و زیبایی‌‌شناختی: برخی بر این باورند که اعضای مزبور باید در عمل ختنه قطع شوند؛ زیرا این اعضا شکل ظاهری این عضو را زشت می‌‌کنند، قدرت تناسلی و باروری دختران را کم می‌‌کنند و در بزرگسالی و زمان بارداری باعث فوت نوزاد در هنگام تولد می‌‌شوند. (احمدی، 1378)

درباره‌ منشأ عمل ختنه‌‌ دختران و زمان آغاز آن منابع تاریخی محدودی در دست است. برخی خاستگاه جغرافیایی این رسم را دره رود نیل در مصر باستان می‌‌‌‌دانند و معتقدند که این رسم بعدها در نواحی اطراف حوزه‌‌ رود نیل و شمال شرق و غرب آفریقا گسترش یافته است. برخی از مورخین پیشینه‌ تاریخی ختنه‌ دختران را به قوم یهود نسبت می‌‌دهند و بیان کرده‌اند که ختنه‌ دختران ابتدا در میان قوم یهود و عملی مذهبی و یا حتی نوعی قربانی‌‌دادن در راه خدا بوده است. (فرنچ، 1373) برخی دیگر نیز عقیده دارند که رسم ختنه در آغاز در هیچ‌‌یک از کشورهای متمدن و غیر متمدن دنیای قدیم به استثنای مصر معمول نبوده است (مصطفوی، 1369). مطالعات تاریخی بیانگر آن است که این رسم سه‌هزار سال در میان جوامع حوزه‌ جنوب غرب آسیا و قاره‌‌ آفریقا سابقه داشته و پیش از اسلام در آیین یهود و مسیحیت نیز رواج داشته است به‌‌طوری‌‌که اکنون در میان بسیاری از مسیحیان آفریقا از جمله قبطی‌‌ها شایع است. یهودیان اتیوپیایی که به فلاشا معروف هستند نیز این کار را انجام می‌‌دهند (کسلر،[3] 2005).

اگرچه ختنه‌ دختران بیشتر در میان مسلمانان شایع است، اما این تصور که انجام همه‌‌ انواع ‌‌آن در احکام اسلامی تأیید شده است، تصوری نادرست است؛ زیرا سلامت جسم و روان و عدم آزار هم‌‌نوع از موضوعاتی است که در اسلام و دستورات دینی مسلمانان بسیار به آن تأکید شده است. خداوند متعال حیات، سلامتی و آرامش روانی را به‌عنوان نعمت‌‌هایی باارزش به انسان‌‌ها داده است و شکر آنها را صیانت از این نعمت‌‌ها به‌صورت شایسته می‌‌داند. مسلمانان توجه به‌‌ وضعیت جسمانی و روانی کودکان به‌‌ویژه دختران را بسیار مهم می‌‌دانند و به شیوه‌‌های مختلف در حفظ آن می‌‌کوشند (حکیمی، 1378)؛ زیرا آنچه متضمن پایداری، رشد، شکوفایی و تداوم جوامع انسانی است تضمین تمام حقوق انسانی افرادی است که در آن جامعه زندگی می‌‌کنند. همه‌ افراد جامعه اعم از مرد و زن به نحو ذاتی و اکتسابی حقوقی دارند که پیروی از آنها نه تنها در شکوفایی فردی بلکه در پیشرفت‌‌های اجتماعی نیز مهم است (دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر... ، 1388، 2/636).

دختران و زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت بشری صاحبان اصلی حقوقی هستند که امروزه حقوق بشر زنان نامیده می‌‌شود. این حقوق ایجاب می‌‌کند که دختران ختنه‌‌شده نیز بدون هرگونه تبعیضی بر مبنای جنسیت از حقوقی مانند حق حیات و سلامت جسمی و روانی برخوردار باشند. این امر مستلزم آن است که در مواردی که عمل ختنه در راستای انجام احکام دینی اجرا می‌‌شود، حقوق ناظر به اصل حیات و سلامت جسمانی نقض نشود. (شجاعی، 1384، 2/133) بررسی ختنه‌‌ دختران در فقه اسلامی به‌‌ویژه فقه امامیه بسیار مهم است تا به‌روشنی مشخص شود دین اسلام در چه مواردی جواز انجام این عمل و در چه مواردی دستور به منع آن داده است. مقاله حاضر ابتدا انواع ختنه‌‌ دختران و آثار محتمل بر انجام آن را بررسی و سپس با تحلیل نظرات فقها به‌‌ویژه فقهای امامیه مشخص نموده است که حکم شرعی ختنه‌‌ دختران در اسلام چیست و حکم مذکور با توجه به انواع ختنه‌‌ دختران شامل چه مواردی می‌‌شود.

  1. 2.     چارچوب نظری پژوهش

2-    1. انواع ختنه

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی ختنه دختران فرآیندی است که در آن بخش‌‌هایی از آلت ‌‌تناسلی خارجی دختران قطع می‌‌شود. تفاوت عمل جوامع مختلف مجری این رسم در قطع اعضای مزبور باعث تقسیم‌‌بندی‌‌هایی در این مورد می‌‌شود. در هر یک از تقسیم‌‌بندی‌‌ها براساس اینکه چه اعضایی قطع شده است، ممکن است صدماتی در زمان انجام عمل یا پس از آن بر تمامیت جسمانی و یا روانی دختران ختنه‌‌شده وارد شود.

فرهنگ، مجموعه‌‌ درهم‌‌تنیده‌‌ای شامل دانستنی‌‌ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، آداب و رسوم، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که در میان گروهی از انسان‌‌ها مشترک است و از نسلی به نسل دیگر و از جامعه‌‌ای به جامعه‌ دیگر منتقل می‌‌شود. بنابراین، فرهنگ یک هنجار بدون تغییر نیست و در طول زمان و مکان متغیر است. (نیک‌‌خلق و وثوقی، 1384) ختنه‌‌ دختران رسمی فرهنگی است و ارائه‌‌ یک تقسیم‌‌بندی جامع و مانع از آن به سهولت امکان‌‌پذیر نیست. سازمان بهداشت جهانی در سال 1997 پس از بررسی‌‌های فراوان و مطالعات میدانی در جوامع مجری و با در نظر گرفتن مسائل پزشکی و درمانی تقسیم‌‌بندی‌‌هایی انجام داده است که تا حد زیادی انواع ختنه‌ دختران را پوشش می‌‌دهد.

2- 1. 1. نوع اول[4]

این نوع بهترین حالت ختنه است که در آن به‌‌ندرت تمام کلیتوریس یا بخش‌‌های دیگر آلت تناسلی مانند لب‌‌های کوچک، لب‌‌های بزرگ و فضای دهلیزی آسیب می‌‌بیند. در این نوع ختنه پوست اطراف کلیتوریس و چین غشایی برداشته می‌‌شود. گاهی هم هیچ بافتی از آلت تناسلی از بین نمی‌‌رود و با برگزاری یک جشن مراسم ختنه با وسیله‌‌ای مانند چاقو یا سوزن و با رهاکردن یک قطره خون به‌‌صورت نمادین انجام می‌‌شود.

2- 1- 2. نوع دوم[5]

در ختنه‌ نوع دوم، قطع کلیتوریس حتمی است و علاوه‌‌بر کلیتوریس تمام یا بخشی از لب‌‌های کوچک نیز که نقش مهمی در محافظت از کلیتوریس دارند، قطع می‌‌شود. (محمدی اصل، 1388)

2- 1- 3.  نوع سوم[6]

ختنه‌ نوع سوم که در اصطلاح عامیانه به آن ختنه‌ فرعونی می‌‌گویند شدیدترین و خطرناک‌‌ترین نوع ختنه‌ دختران است که در آن تمام یا بخشی از آلت تناسلی خارجی شامل کلیتوریس، لب‌‌های کوچک و سطح داخلی لب‌‌های بزرگ قطع می‌‌شود و پس از قطع عمیق و برش‌‌های داخلی تمامی فضای دهلیزی را مسدود می‌‌کنند. (فرنچ، 1373)

2- 1- 4. نوع چهارم یا اعمال مشابه ختنه‌ دختران

 در اینجا ختنه در معنای خاص آن مد نظر نیست بلکه رفتارهای مختلفی مانند شکاف‌‌دادن، خراش‌‌دادن، داغ‌‌کردن یا سوزاندن بافت‌‌های احاطه‌‌کننده‌‌ آلت تناسلی، پاره‌‌کردن بافت اطراف دهانه‌‌ واژن، گذاشتن مواد یا علف‌‌های خورنده داخل واژن برای خونریزی یا تنگ‌‌کردن واژن و... به نام ختنه‌ دختران صورت می‌‌گیرد و چون باعث انهدام کامل یا جزئی ارگان‌‌های جنسی دختران می‌‌شود در این تقسیم‌‌بندی قرار می‌‌گیرد. (کریمی، 1389)

2-     2. آثار محتمل ختنه

ختنه‌ دختران رسمی فرهنگی است که کیفیت اجرای آن به‌‌ویژه سن ختنه‌‌شوندگان در جوامع مجری آن متفاوت است. مطالعات موردی در بسیاری از جوامع نشان می‌‌دهد که سن معمول برای ختنه‌‌ دختران سنین 4 تا 12 سالگی است. (دیری و میلر، 1384) این کودکان به‌‌دلیل محرومیت از حقوق و نیازهای اساسی مانند سلامتی، بهداشت و امکانات رفاهی و درمانی در معرض سوء ‌‌رفتارهای جسمی و روانی قرار می‌‌گیرند و از کمک‌‌ها و حمایت‌‌های قانونی محروم‌‌ هستند. به‌همین دلیل کودکان در معرض خطر یا کودکان در شرایط دشوار محسوب می‌‌شوند (معظمی، 1388). با توجه به ماهیت عمل ختنه دختران در طی این عمل تمام یا بخشی از اعضای دستگاه تناسلی آنها قطع می‌‌شود که نوعی نقص عضو نیز است. در این نقص عضو ممکن است صدمات و آسیب‌‌هایی بر تمامیت جسمانی و روانی آنها وارد شود که مانع بهره‌‌مندی آنها از برخی حقوق اساسی و بنیادین مانند حق حیات و سلامت جسمی و روانی شود (رضوی، 1383).

2- 2- 1. تهدید حق حیات

حق حیات بنیادی‌‌ترین حق انسانی است و چون حقوق بشر به زنده بودن ابناء بشر وابسته است بر سایر حقوق اولویت دارد. (اسلامی ندوشن، 1357) منظور از حق حیات آن است که هر فرد بتواند سالم و طبیعی زندگی کند؛ این حق از حقوق مسلم هر فرد است. جوامع و مذاهب نیز برای حیات بشر ارزش و احترام خاصی قائل شده‌‌اند و تصریح کرده‌‌اند که هیچ انسانی را نباید بدون دلیل قانونی از حق حیات محروم کرد و حق زیستن را از او گرفت (آقایی، 1376). در برخی از انواع ختنه‌ به‌‌ویژه نوع دوم و سوم یکی از موارد شایع که باعث مرگ می‌‌شود قطع شریان کلیتورال است. وقتی کلیتوریس قطع می‌‌شود شریانی به نام کلیتورال که در آن خون با فشار بالا و جریان قوی در گردش است نیز قطع می‌‌شود. قطع این شریان باعث خونریزی زیاد و در مواردی باعث فوت فرد می‌‌شود (شجاعی، 1383، 1/453). بنابراین، اگرچه حق حیات در برابر قدرت دولت‌‌ها مورد استناد قرار می‌‌گیرد، اما ختنه‌‌ دختران رسمی است که باوجوداینکه دولت‌‌ها در اجرای آن نقشی ندارند، ولی در روابط میان افراد جامعه می‌‌تواند سبب به خطر افتادن حیات فرد شود (قربان‌‌نیا، 1387).

2- 2- 2. تهدید حق سلامت جسمی و روانی

 حق سلامت از مصادیقی است که در نظام بین‌‌المللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. منظور از سلامتی در اساسنامه‌‌ سازمان بهداشت جهانی سلامتی کامل جسمی، روانی و اجتماعی است و فقط به‌معنای فقدان بیماری و معلولیت نیست. (رواسیان کاشی، 1388) در برخی از مصادیق ختنه، صدماتی بر تمامیت جسمانی دختران وارد ‌‌می‌‌شود که در نتیجه‌ آن ممکن است عوارض جسمی و روحی-‌‌روانی تا مدت‌‌ها تندرستی و سلامت جسمی آنها را به چالش بکشد. مهمترین این عوارض عبارتند از:

- خونریزى‌‌هاى شدید و گاهى غیرقابل کنترل که باعث مرگ مى‌‌شود؛

- عفونت‌‌هاى موضعى و عمومى بدن که به درمان‌‌هاى پزشکى احتیاج دارد؛

- عفونت‌‌هاى حاد و مزمن دستگاه تناسلى و ادرارى؛

- ایجاد دردهاى غیرقابل تحمل در صورت امکان برقراری رابطه‌‌ جنسى؛

- مشکلات نازایى، خطرات و مشکلات ناشى از حاملگى به‌‌ویژه زمان زایمان (ایزدی، 1382؛ کازری و کاویانی، 1377)؛

- ابتلا به بیماری‌‌هایی مانند کزاز و ایدز که به‌راحتی قابل درمان نیستند و اثرات مخرب طولانی دارند. استفاده از وسایل غیر بهداشتی و غیر استرلیزه که به‌‌صورت مشترک استفاده می‌‌شوند احتمال ابتلا به ویروس ایدز را به‌شدت افزایش می‌‌دهد. (باصری، 1388)

عمل ختنه در کنار صدمات و عوارض فیزیکی که بر جسم وارد می‌‌کند سلامت روانی دختران را نیز به خطر می‌‌اندازد. اشخاص ختنه‌‌شده از اختلالات روانی مانند اختلال پس از حادثه، افسردگی، وسواس‌‌های فکری و عملی و حتی اقدام به خودکشی رنج می‌‌برند. (خسروی، 1382) دستگاه تناسلی از چندین بافت تشکیل شده است که هر یک از این بافت‌‌ها و اجزا در یک مجموعه‌ واحد نیازهای متعددی مانند دفع ادرار، دفع خون قاعدگی، ارضای نیازهای جنسی و... را برطرف می‌‌کنند (معین، 1371، 2/2315). یکی از بافت‌‌های مهم دستگاه تناسلی خارجی دختران، کلیتوریس است که به‌همراه غدد دهلیزی نقش مهمی را در روابط جنسی ایفا می‌‌کند و سبب التذاذ از مقاربت جنسی می‌‌شود. در ختنه نوع دوم و سوم که کلیتوریس و سایر بخش‌‌های مجاور یعنی، لب‌‌های بزرگ، لب‌‌های کوچک و بخشی از غدد دهلیزی قطع می‌‌شود (نورانی، 1380)، لذت جنسی از زنان سلب می‌‌شود و موجبات ابتلا به برخی از اختلالات جنسی مانند اختلال انگیختگی جنسی، اختلال ارگاسمی در زن، اختلال درد جنسی و اختلال میل جنسی کم‌‌کار فراهم می‌‌شود (پی‌هالجین و کراس ویتبورن، 1389، 2/49).

2-    3. نظر فقها درباره ختنه دختران

 شیعیان و اهل سنت در برخی از اصول دین مانند توحید، نبوت و... اعتقادات مشترکی دارند، اما در برخی موارد مانند ختنه‌‌‌‌ دختران دیدگاه‌‌های متفاوتی دارند (محمدی، 1388) و هر گروه برای اثبات درستی تفسیر خود از آیات و روایات مختلفی بهره می‌‌گیرد.

2- 3- 1. دیدگاه علمای اهل سنت درباره ختنه‌ دختران

 پیروان مذهب تسنن تابع یکی از چهار گروه مالکی، حنبلی، حنفی یا شافعی هستند و هر دسته به فتوای رهبران و علمای صاحب نظر خود در مسائل گوناگون دینی و شرعی عمل می‌‌کنند.

اول) وجوب ختنه‌ دختران و پسران به‌‌طور یکسان

 فرقه‌‌ شافعی ختنه‌ دختران را مانند ختنه‌ پسران واجب می‌‌داند. امام نووی از علمای شافعی مذهب می‌‌نویسد: «نزد ما شافعی‌‌ها ختنه کردن دختران و پسران واجب است و بیشتر گذشتگان ما آن را واجب دانسته‌‌اند». (نووی، بی‌تا، 1/367) مهم‌‌ترین مدرکی که شافعی‌‌ها در وجوب ختنه‌ دختران به آن استناد می‌‌کنند روایت پیامبر اکرم(ص) است که می‌‌فرماید:  

إذا جلس بین شعبها الأربع – أی أطرافها – و مسَّ الختان الختان فقد وجب الغُسْلُ.

اگر در بین دو دست و دو پای زن نشستید و دو محل ختنه‌‌شده (ذکر و فرج) به هم رسیدند دخول صورت گرفته ولو اینکه شهوت خارج نشده باشد، غسل واجب است.

این گروه معتقدند که منظور از الختان الختان در این حدیث آلت‌‌ تناسلی مرد و فرج زن است. بنابراین، از لفظ الختان برمی‌‌آید که نه تنها آلت ‌‌تناسلی مرد بلکه فرج زن نیز باید ختنه شده باشد.[7](اهل‌الحدیث...، بی‌تا) در کنار این روایت دلایل دیگری نیز وجود دارد که شافعی‌‌ها از آنها وجوب ختنه را برداشت کرده‌‌اند که عبارتند از:

سخت‌‌گیری گذشتگان بر انجام ختنهشافعی‌‌ها معتقدند که اگر ختنه‌ دختران واجب نبود این همه سخت‌‌گیری برای آن وجود نداشت. ملامحمد ربیعی یکی از علمای شافعی کرمانشاه می‌‌گوید:

ختنه کردن پیروی از آیین حضرت ابراهیم (ع) است که دین مقدس اسلام بر آن تأکید کرده است و تأکید می‌‌کند کسانی که به علت‌‌هایی ختنه نشده‌‌اند بر ایشان واجب است به هر نحوی که صلاح می‌‌دانند هرچه زودتر این واجب را انجام دهند.

فطری بودن ختنه و عمومیت آن در پسران و دختران: به استناد آیه‌‌ 124 سوره‌‌ بقره، شافعی‌‌ها استدلال می‌‌کنند که خداوند حضرت ابراهیم (ع) را به طهارت آزمود که پنج موضع طهارت در سر عبارتند از: کوتاه کردن سبیل، آب‌‌کشیدن دهان، آب به بینی وارد کردن، مسواک زدن و موی سر تمیز کردن و پنج موضع در بدن عبارتند از: کوتاه کردن ناخن‌‌ها، تراشیدن موهای زیر ناف، ختنه کردن، تراشیدن موهای زیر بغل و شستن محل دفع ادرار و مدفوع. آنها این مواضع آزمایش را از خصائل فطرت می‌‌دانند که عمومیت دارد و چون ختنه هم بین آنهاست به دختران نیز تسری پیدا کرده و بر آنها واجب شده است. (ربیعی، 1370، 3/184)

دوم) استحباب ختنه‌ دختران و پسران به‌طور مساوی

 ابو‌‌حنیفه و ابو‌‌عبداللّه مالک‌بن انس از علمای فرقه‌‌های حنفی و مالکی معتقدند که ختنه کردن در حق تمام مردم چه زن و چه مرد مستحب مؤکد است و واجب نیست؛ یعنی اصل بر مستحب بودن ختنه است. برخی از علما مانند امام شوکانی معتقد است: «قول حق بر این است که دلیل صحیحی بر وجوب ختنه نیست و آنچه یقین‌‌بخش است سنت بودن آن است و واجب بودن با دلیل یقینی ثابت می‌‌شود» (شوکانی صنعانی، 1994م.، 1/139). قائلین قول دوم معتقدند که دلایل آشکاری بر واجب بودن ختنه‌ دختران نیافتند و در پاسخ به استدلالات شافعی‌‌ها گفته‌اند که اگر ختنه واجب می‌‌شد، علما و فقها نسبت به وجوب آن سهل‌‌انگاری نمی‌‌کردند؛ زیرا کسانی که پایبند به التزامات اسلام هستند این موضوع را نیز به‌صورت تعبدی می‌‌پذیرفتند هرچند که حدیث مورد استناد آن ضعیف و مرسل باشد. استدلال بر اینکه ختنه کردن از خصوصیات و خصائل فطرت است، صحیح نیست؛ زیرا این اوصاف و خصوصیات عمومیت ندارد و در آنها بین زن و مرد فرق است مانند کوتاه کردن سبیل (کریمی، 1389).

سوم) وجوب ختنه‌ پسران و استحباب ختنه‌ دختران

پیروان مکتب حنبلی معتقدند که ختنه کردن برای پسران واجب و برای دختران مستحب است. حنبلی‌‌ها ختنه‌ دختران را نوعی زیبایی و مکرمت می‌‌دانند و در حدیث آورده‌‌اند: «خفض النساء مکرمه و لیس من السنه و لا شیئاً واجباً، و أیّ شیء أفضل من المکرمه؛ ختنه زنان مکرمت است و امر واجبی نیست و چه چیزی برای زنان بهتر از مکرمت و بزرگواری است». این حدیث و احادیث دیگری که از امام احمد و طبرانی روایت شده است، دلالت بر استحباب ‌‌ختنه‌ دختران دارد: «الختان واجب علی الرجال و مکرمه فی حق النساء و لیس بواجب علیهن؛ ختنه‌ مردان واجب است و برای زنان ختنه نیکو و زیباست؛ ولی برای آنها واجب نیست» (ر.ک.، ختنه‌ دختران در... ، بی‌تا)

چهارم) عدم وجوب یا عدم استحباب ختنه‌ دختران

 دیدگاه‌‌های فقهی برخی از فقهای معاصر اهل سنت درباره رسم ختنه‌ زنان در بسیاری از موارد با آنچه که رهبرانشان بر آن فتوا داده‌‌اند، متفاوت است و با این رسم مخالفت‌‌های شدیدی شده است. شیخ الازهر برجسته‌‌ترین چهره‌‌ مذهبی کشور مصر می‌‌گوید: «عمل ختنه‌‌ دختران براساس عقاید مذهبی ضرورت ندارد» (جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان، 1385). شیخ صدیق عبدالهی از فقهای معاصر اهل سنت می‌‌گوید:

ختنه‌ زنان در سنت سفارش و ذکر نشده است و ختنه نکردن زنان عملی خلاف شرع و اسلام نیست. خداوند برای هر بخش از بدن انسان کارکردهایی را در نظر گرفته است، پس لازم نیست که آلت تناسلی خارجی زنان توسط ماماها، زنان مسن یا جراحان ماهر با هدف تکمیل یا تغییر آنچه که خداوند خلق کرده است، قطع شود. آنچه امروزه ما به‌عنوان عمل قطع آلت تناسلی خارجی زنان مشاهده می‌‌کنیم، امری نیست که پیامبر(ص) آن را سفارش کرده باشد. ختنه عملی است که سلامت زنان را به‌خطر می‌‌اندازد.

 دکتر احمد طالب، رئیس دانشکده‌‌ شریعت دانشگاه الازهر مصر، در مارس 2005 اعلام کرد: «همه‌ اعمال ناظر به ختنه‌ زنان جرم محسوب می‌‌شود و هیچ ارتباطی به اسلام ندارد. قطع پوست یا بریدن آلت تناسلی زنان یک تکلیف اسلامی و دینی نیست». محمد عرفه، استاد بخش شریعت اسلامی دانشکده شریعت دانشگاه الازهر مصر، می‌‌گوید:

فیزیولوژیست‌‌ها کارکردهای سیستم تناسلی خارجی را بررسی کرده‌‌اند و به این نتیجه رسیده‌‌اند که قطع قسمت‌‌هایی از آلت تناسلی زنان نقش مؤثری در ناباروری دارد. بنابراین، محو لذت‌‌هایی که قانوناً حق زنان است، صحیح نیست.

یوسف عبدالله قرضاوی،  عالم دینی عربی مصری‌‌الاصل و رئیس و مؤسس اتحادیه جهانی علمای مسلمان و فقیه معاصر، می‌‌گوید:

درباره مسئله‌ ختنه‌ زنان میان علما و پزشکان اختلاف است و سال‌‌ها بحث و جدل ادامه دارد، اما از نظر من معتدل‌‌ترین، بهترین و نزدیک‌‌ترین اقوال همان ختنه‌ سبک است و لزومی به قطع عمیق بخش‌‌های مختلف نیست. (قرضاوی، 1384)

2-     2. تحلیل نظر فقهای اهل سنت

 در تحلیل نظر مذاهب مختلف اهل سنت و فقهای معاصر آنها درباره ختنه‌‌ دختران باید به چهار نکته اشاره کرد:

الف) در تحلیل نظر فقهای اهل سنت از مذاهب مختلف باید گفت که نظر قابل دفاع، نظر‌‌ حنابله است که معتقدند ختنه کردن برای پسران واجب و برای دختران مستحب است و ختنه‌ دختران را نوعی زیبایی و مکرمت می‌‌دانند. حنابله در تحلیل نظر خود به دو روایت استناد کرده‌اند که با حدیث امام صادق(ع) که مبین سنت نبوی است نیز مطابقت دارد. امام صادق(ع) در این حدیث می‌‌فرماید: «ختنه‌ زنان مکرمت است و از سنت پیامبر(ص) و امر واجبی نیست و چه چیزی برای زنان بهتر از مکرمت و بزرگواری است». نظر فقهای شافعی مبنی بر تساوی وجوب ختنه‌‌ پسران و دختران قابل قبول نیست؛ زیرا روایت مورد استدلال، روایتی ضعیف و مرسل است که حنفی‌‌ها و مالکی‌‌ها نیز به آن ایراد گرفته‌‌اند و در بعضی نقل‌‌ها نیز با عبارتی متفاوت آمده است: «عن أبی هریرة أن رسول‌‌الله (ص) قال: إذا جلس بین شعبها الأربع، ثم جهدها فقد وجب الغسل و إن لم یُنزل». این ادعا که چون کلمه‌‌ ختان در مورد مرد و زن به‌طور یکسان در روایت به‌کار رفته است، دلالت بر یکسانی حکم وجوب در ختنه‌‌ دو جنس دارد، ادعای دقیقی نیست؛ زیرا روایت با ذکر کلمه‌‌ ختان در مقام تبیین مواضعی است که با تماس و ارتباط آنها غسل واجب می‌‌شود نه تبیین حکم ختنه‌‌ مرد و زن.

ب) این استدلال که فطری بودن ختنه، عامل عمومیت آن میان پسران و دختران است، مخدوش است؛ زیرا اوصاف و خصوصیات مذکور در تفسیر آیه‌‌ 124 سوره‌‌ بقره عمومیت ندارد و در آنها بین زن و مرد فرق است مانند کوتاه کردن سبیل. ادعای سخت‌گیری گذشتگان به ختنه‌‌ زنان ادعایی است که دلیلی برای آن نیامده است. فقط عمل یا سخت‌‌گیری مسلمانان نسبت به امری آن را حائز وصف حجیت نمی‌‌کند و اگر ختنه واجب بود علما و فقها نسبت به وجوب آن سهل‌‌انگاری نمی‌‌کردند.

 ج) نظر فقهای مذاهب حنفی و مالکی که قائلند ختنه کردن در حق مردان و زنان مستحب مؤکد است و واجب نیست و اصل بر مستحب بودن ختنه است، اگرچه نسبت به ختنه‌‌ زنان دیدگاه قابل قبولی دارد، ولی از باب یکسان‌‌سازی حکم ختنه‌‌ دو جنس اشکال دارد؛ زیرا با روایات متعدد دال بر وجوب ختنه‌‌ مردان که مورد استناد برخی از اهل سنت نیز هست، تعارض دارد.

 د) اندیشمندان و فقهای معاصر اهل سنت از نظر نوع اظهار نظر نسبت به موضوع ختنه‌‌ دختران به دو گروه تقسیم می‌‌شوند: گروهی که براساس منابع دینی و نظرات فقهای سابق با این حکم مخالفت کرده‌‌اند و یا آن را مستحب می‌‌دانند مانند شیخ الازهر، شیخ صدیق عبدالهی از فقهای اهل سنت و یوسف عبدالله قرضاوی (عالم دینی رئیس و مؤسس اتحادیه جهانی علمای مسلمان). گروه دوم که براساس مبانی حقوق بشر امروزین یا یافته‌‌های پزشکی با این حکم مخالفت هستند مانند دکتر احمد طالب (رئیس دانشکده‌‌ شریعت دانشگاه الازهر مصر) و محمد عرفه (استاد بخش شریعت اسلامی دانشکده‌‌ شریعت دانشگاه الازهر مصر).

 به نظر می‌‌رسد با توجه به ابتناء بر مبانی فقهی اهل سنت، نظر گروه اول فارغ از مذاهب پشتیبان آن قابل قبول‌‌تر باشد، اگرچه نسبت به ختنه‌‌ مردان اظهار نظر صریحی در آن یافت نمی‌‌شود.

2- 4. دیدگاه علمای شیعه درباره ختنه‌ دختران

 ادله‌‌ استنباط احکام شرعی در فقه شیعه، قرآن، سنت، اجماع و عقل است و فقهای امامیه با تمسک به این دلایل در هر موضوعی که نیاز باشد احکام شرعی را استنباط می‌‌کنند. در آیات قرآن به مسئله ختنه‌ دختران اشاره نشده است. بنابراین، فقهای امامیه موضوع ختنه‌ دختران را به استناد روایات معتبر در کتب روایی بررسی کرده‌‌اند.

2- 4- 1. نظر برخی از فقهای پیشین

اول) شهید ثانی (زین‌‌الدین بن علی العاملی)

 شهید ثانی در باب نکاح از کتاب الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه در قسمت احکام اولاد و در بخش مربوط به احکام ختنه‌‌ پسران، درباره ختنه‌ دختران می‌‌فرماید: «ختنه کردن زنان مستحب است، هرچند بالغ شده باشند». امام صادق(ع) فرمود: «ختنه کردن زنان مکرمت است و چه چیزی بهتر از مکرمت است».شهید ثانی با توجه به مضمون روایت فوق حکم شرعی ختنه‌‌ دختران را استحباب می‌‌داند. (ر.ک.، مکی‌العاملی، 1385)

دوم) شیخ محمدبن حسن الحر العاملی (صاحب وسائل)

ایشان در کتاب وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه در باب احکام اولاد ذیل دو باب 56 و 58 با تمسک به احادیث و روایات معتبر، عدم وجوب ختنه‌ دختران و مستحب بودن آن را به تفصیل شرح داده است. شیخ حر عاملی در باب 56 باعنوان وجوب ختنه‌ مردان و عدم وجوب ختنه‌ زنان از سه حدیث معتبر عدم وجوب آن را استخراج کرده است:

-     در روایت شماره 27530 در صحیحه مرادی از ابی بصیر نقل شده است:

سؤال کردم از امام باقر(ع) در مورد کنیزی که از سرزمین شرک اسیر می‌‌شود و اسلام می‌‌آورد و سپس به‌‌دنبال شخصی می‌‌گردند که او را ختنه کند. پس نتوانستند زنی را پیدا کنند، آیا واجب است وی ختنه شود هرچند این کار را به مردی واگذار کنند؟ امام (ع) فرمود: «ختنه کردن بر مردان واجب است و بر زنان واجب نیست».

- در روایت شماره 27531 از عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل می‌‌کند که امام(ع) فرمود: «ختنه کردن پسران از سنت پیامبر(ص) است؛ یعنی واجب است و ختنه کردن دختران از سنت نیست؛ یعنی واجب نیست».

- در روایت شماره 27532 در موثقه مسعده‌بن صدقه از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «خفض النساء مکرمه ولیس من السنه و لا شیاً واجباً، و أیّ شیء أفضل من المکرمه؟؛ ختنه‌ زنان مکرمت است و از سنت پیامبر(ص) و امر واجبی نیست و چه چیزی برای زنان بهتر از مکرمت و بزرگواری است؟».عبارت «لا شیئاً واجباً» در این روایت از باب تأکید آمده است و بر سه نکته دلالت دارد: اول اینکه ختنه‌ زنان مکرمت است؛ دوم اینکه ختنه از سنت پیامبر(ص) نیست و سنت در ظاهر به معنای وجوب است و در عبارت بعدی به عدم وجوب آن تصریح شده است؛ سوم اینکه مکرمت به‌معنای استحباب است.[8]

- در باب 58، شیخ حر عاملی باعنوان استحباب ختنه‌ دختر و آداب آن از حدیثی درباره رسم ختنه‌ دختران، استحباب آن را استنتاج کرده است. در روایت شماره 27534 آمده است که عبداللّه‌بن سنان از امام صادق (ع) نقل می‌‌کند که امام فرمود: «ختنه برای مردان واجب و برای زنان مکرمت است» ایشان با عنایت به روایات مذکور بر اعتقاد به استحباب ختنه‌‌ دختران دارد (حر العاملی، 1396، 15/166).

سوم) شیخ محمد حسن النجفی (صاحب جواهر)

 شیخ‌‌ محمدحسن نجفی در کتاب جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام از کتاب النکاح درباره ختنه‌ دختران می‌‌فرماید:

و اما ختنه در مورد زنان که در کلام بعضی از فقها به آن خفض جواری می‌‌گویند بدون اختلاف مستحب است. بلکه اجماع به هر دو قسمش (اعم از منقول و محصل) بر آن شده است و روایات مستفیضو متواتر درباره آن موجود است...؛ و برای ولی واجب نیست قبل از بلوغ، دختر را ختنه کند و همچنین واجب نیست که دختر خودش بعد از بلوغ خود را ختنه کند و ظاهر آن است که زمان ختنه در دختران هفت سالگی است، بلکه در خبر غیاث‌بن ابراهیم از امام صادق(ع) و ایشان از پدرشان امام باقر(ع) آمده است که دختر را ختنه نکنید تا زمانی که به هفت‌سالگی برسد. همچنین سزاوار است در ختنه‌ دختران به مقدار زیاد قطع نشود.

در صحیحه‌‌ ابن مسلم از امام صادق(ع) نقل شده است:

وقتی گروهی از زنان به مدینه مهاجرت کردند در میان آنها زنی بود که به او اُم ‌‌حبیب می‌‌گفتند و دختران و زنان را ختنه می‌‌کرد. هنگامی که پیامبر(ص) او را دید به وی گفت: «ای ام‌‌ حبیب، آن کاری که در دست تو بود امروز هم در دست توست؟» گفت: بله یا رسول‌‌اللّه! مگر آنکه حرام باشد و مرا نهی کنید. پس پیامبر(ص) فرمود: «نه، بلکه حلال است، پس نزدیک شو تا تو را تعلیم دهم». ام ‌‌حبیب نزدیک شد و پیامبر فرمود: «ای ام‌‌‌حبیب! وقتی ختنه را انجام می‌‌دهی از ریشه قطع مکن و مقداری از آن نگه‌‌دار؛ زیرا صورت را زیباتر می‌‌کند و در رابطه‌‌ جنسی برای شوهر لذت‌‌بخش‌‌تر است». (نجفی، 1374، 31/262)

بنابراین، پیامبر (ص) نیز نظر بر استحباب این عمل دارند.

۲- ۴- ۲. نظر فقهای معاصر درباره ختنه دختران

در زمان حاضر نیز عمل ختنه‌‌ دختران در برخی از مناطق انجام می‌شود. بنابراین، نگارندگان درباره موضوع ختنه‌‌ دختران از برخی علما و مراجع عظام تقلید حال حاضر مانند آیات عظام طباطبایی حکیم، نوری همدانی، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی[9] در این مورد استفتاء کرد تا حکم شرعی این عمل با توجه به برخی از آسیب‌‌های احتمالی مشخص شود. فقهای معاصر برخلاف فقهای متقدم که نظر بر استحباب داشتند، نسبت به مسئله‌‌ ختنه‌‌ دختران متفق‌‌القول نیستند. برخی از مراجع فقط به عدم وجوب یا عدم حرمت و بعضی دیگر مانند آیت‌‌اللّه مکارم شیرازی بر منع آن، فتوا داده‌‌اند و آیت‌‌الله حکیم نیز اصل موضوع را به خود دختر موکول کرده است. آنچه از مجموعه‌‌ ‌‌احادیث و روایات و کلام قدما به‌‌ویژه فقهای امامیه و پاسخ استفتائات فقهای معاصر دریافت می‌‌شود این است که در فقه شیعه، ختنه کردن دختران واجب نیست بلکه امری مستحب است که بهتر است انجام شود و ترک آن مانند ترک واجب شرعی عقابی ندارد. بنابراین، ختنه‌ زنان در بین شیعیان مانند اهل سنت شایع نیست و فقط در گروه مستعلویه (که شاخه‌ای از اسمائیلیه است) در مصر ختنه‌ زنان شایع است. ایشان با استناد به روایتی مرسل از شیخ صدوق این عمل را انجام می‌‌دهند. غیاث‌بن ابراهیم از امام صادق(ع) و ایشان از پدرش امام باقر(ع) نقل می‌‌کند که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «ایرادی ندارد که زن ختنه نشود، ولی مرد ناگزیر از آن است». بنابراین، آنها معتقدند که بهتر است زنان ختنه شوند، ولی اگر این عمل به هر دلیلی محقق نشد، ایرادی ندارد. شیعیان مستعلوی از این روایت، استحباب این عمل را برداشت کرده‌‌اند.

2- 4- 3. تعیین مصادیق حکم استحباب ختنه‌ دختران در پرتو روایات و نصوص دینیدر فقه امامیه

 درباره احکام شرعی ختنه‌ دختران در فقه امامیه، نصوص و روایات متعددی ذکر شده است که فقها با استناد آن و با تمسک به ادله‌‌ استنباط احکام شرعی، حکم این مسئله را استنتاج کرده‌‌اند. نتایج حاصل از بررسی‌‌های انجام شده از سویی نشان می‌‌دهد که ختنه‌ زنان در اسلام توسط شارع مقدس نهی نشده است و در عین حال بر وجوب آن نیز تأکید نشده است. از سوی دیگر در احکام دینی کیفیت عمل ختنه‌ زنان مانند ختنه‌ مردان بیان نشده است. بنابراین، برای تعیین دقیق مصداق ختنه‌ زنان که در اسلام حکم به استحباب آن شده است باید انواع چهارگانه ختنه زنان را که سازمان بهداشت جهانی پس از مطالعات دقیق پزشکی ارائه کرده است با آنچه در روایات دینی درباره ختنه‌ زنان بیان شده است، تطبیق داد تا به‌‌طور دقیق مشخص شود موارد جواز فقه به‌‌ویژه فقه امامیه به کدام ‌‌یک از انواع ختنه زنان تعلق می‌‌گیرد و کدام ‌‌یک از انواع این عمل از شمول استحباب خارج است.

از میان تمام روایات مربوط به ختنه زنان، ‌‌صحیحه‌ ‌‌ابن مسلم از امام صادق (ع) بسیار مهم است و درباره ختنه‌ زنان قابل تأمل است. به‌نظر می‌‌رسد این روایت نسبت به سایر روایات می‌‌تواند در تعیین مصادیق ختنه‌ زنان در اسلام با انواعی که از سوی سازمان بهداشت جهانی برشمرده شده است مورد استناد قرار گیرد و اهمیت تعیین‌‌کننده‌ای در تعیین موارد جواز و یا عدم جواز فقه درباره ختنه دختران دارد. متن روایتی که در صحیحه‌‌ ابن مسلم از امام صادق (ع) نقل شده است عبارتند از:

وقتی گروهی از زنان به مدینه مهاجرت کردند، در میان آنها زنی بود که به او ام‌‌ حبیب می‌‌گفتند و دختران و زنان را ختنه می‌‌کرد. پس هنگامی که پیامبر (ص) او را دید به وی گفت: «ای ام‌‌ حبیب! آن کاری که در دست تو بود، امروز هم در دست توست؟» گفت: بله یا رسول‌‌اللّه! مگر آنکه حرام باشد و مرا نهی کنید. پیامبر (ص) فرمود: «نه بلکه حلال است، پس نزدیک شو تا تو را تعلیم دهم». ام‌‌ حبیب نزدیک شد و پیامبر (ص) فرمود: «ای ام ‌‌حبیب! وقتی ختنه را انجام می‌‌دهی از ریشه قطع مکن و مقداری از آن نگه‌‌دار؛ زیرا صورت را زیباتر می‌‌کند و در رابطه‌‌ جنسی برای شوهر لذت‌‌بخش‌‌تر است».

از روایت فوق سه نکته‌ مهم قابل برداشت است:

اول) رواج رسم ختنه‌ زنان قبل از اسلام: از ظاهر روایت چنین برداشت می‌‌شود که وقتی پیامبر اکرم (ص) اسلام را در شبه‌‌ جزیره‌‌ عربستان تبلیغ می‌‌کرد رسومی با پیشینه‌ چندین هزار ساله همچنان در میان مردم اجرا می‌‌شد که به‌راحتی قابل حذف نبود. یکی از این رسوم، رسم ختنه دختران بود که در میان زنان در آن زمان انجام می‌‌گرفت. وقتی برخی از این زنان مسلمان شدند و همراه رسول خدا (ص) به مدینه مهاجرت کردند، همچنان اجرای این رسم ادامه داشت. بنابراین، ختنه زنان با ظهور اسلام آغاز نشده است بلکه قبل از اسلام نیز در آیین یهود و مسیحیت رایج بوده است.

دوم) عدم حرمت ختنه‌ زنان: پیامبر اکرم (ص) به این امر مهم توجه داشت که برخی از رفتار و رسومی را که مردم به آن اعتقاد دارند و قابلیت منع تدریجی دارد به‌‌صورت دفعی و یک‌‌باره منع نکند. بنابراین، ایشان با توجه به مقتضیات زمان و احترام به عقاید و رسوم جاری یک‌‌باره به حرمت عمل ختنه‌ زنان امر نکرد و آن را با تدابیری تعدیل کرد. فقها نیز با استعانت از روایت فوق و روایات دیگر و سایر ادله‌‌ استنباط احکام شرعی مانند عقل و اجماع، حکم استحباب آن را استنتاج کردند.

سوم) توصیه رسول اکرم (ص)درباره کم و کیف ختنه‌ زنان

 کیفیت ختنه‌ زنان به‌‌طور دقیق و به‌‌گونه‌ای که سبب ایجاد رویه‌ای‌‌ یکسان شود در اسلام تعیین نشده است و یکی از معدود مواردی که می‌‌‌‌توان به استناد آن تا حدودی کم‌وکیف این عمل را مشخص کرد، قسمت پایانی روایت اخیر است. پیامبر اکرم(ص) پس از آنکه به حلال بودن ختنه‌ زنان اشاره کرد به ام ‌‌حبیب فرمود: «وقتی عمل ختنه را انجام می‌‌دهی از ریشه قطع مکن و مقداری از آن را نگه‌‌دار؛ زیرا صورت را زیباتر کرده و در رابطه جنسی برای شوهر لذت‌‌بخش‌‌تر است». ایشان ریشه‌ کلمه‌ استئصال را که در لغت به‌معنای ریشه‌‌کن کردن است در قالب فعل امر منفی یا نهی به کار برده است و این دلالت بر آن دارد که ایشان افراط در این مسئله را نهی کرده است. به بیان دیگر، آنچه از فحوای سخن پیامبر(ص) برداشت می‌‌شود این است که درباره ختنه زنان به قطع کامل اعضای تناسلی خارجی زنان امر نشده است و ایشان علت این امر را در سلامتی زنان و لذت‌‌بردن شوهر از رابطه‌ ‌‌جنسی مطرح کرده است؛ چیزی که امروزه باعنوان حقوق جنسی به رسمیت شناخته می‌‌شود.

 کلیتوریس یکی از مهمترین بخش‌‌های دستگاه تناسلی خارجی زنان است که در استیفای حقوق جنسی نقش مهمی دارد. بنابراین، وقتی پیامبر(ص) دلیل عدم قطع کامل را سلامتی زنان و لذت‌‌بردن شوهر از رابطه‌ ‌‌جنسی مطرح می‌‌کند، به‌نظر می‌‌رسد به این عضو حساس نیز توجه داشته‌‌ است. آنچه با دلایل عقلی و نقلی برداشت می‌‌شود این است که هر قسم از ختنه‌ زنان که در آن اعضای مهمی که در عملکرد دستگاه تناسلی خارجی زنان نقش دارد (مانند کلیتوریس) قطع شود، در اسلام تأیید نمی‌‌شود و مشمول استحباب نیست.

2- 4- 4. تطبیق انواع ختنه‌ دختران با صحیحه‌‌ ابن مسلم

 با در نظر‌‌گرفتن مفاد روایت صحیحه‌ ‌‌ابن مسلم از امام صادق(ع) و فرمایشات رسول اکرم(ص) و توصیه‌‌های ایشان به ام حبیب و ماهیت انواع چهارگانه ختنه‌ زنان به نظر می‌‌رسد که آنچه مورد حکم اسلام قرار می‌‌گیرد، نوع اول ختنه‌ زنان است. البته همین نوع می‌‌تواند همراه با قطع کلیتوریس یا بدون قطع آن باشد. بنابراین، آنچه از نظر شارع بلامانع است مواردی است که آسیب جدی به کلیتوریس وارد نشود. ختنه‌ نوع دوم و نوع سوم به‌‌دلیل قطع کلیتوریس و سایر اعضای دیگر مانند لب‌‌های بزرگ و کوچک و محدود کردن عملکرد دستگاه آلت تناسلی، متضمن آسیب‌‌هایی است که از نظر منطق اسلام چنین صدماتی به جسم و روان زنان پذیرفته نیست. به‌‌ویژه در نوع سوم که به علت ماهیت عمل، حقوق تناسلی و جنسی به‌طور آشکاری نقض می‌‌شود و فرد به‌‌شدت آسیب می‌‌بیند. شارع مقدس در قلمرو دیات در قبال قطع شفران یا لب‌‌های بزرگ آلت تناسلی زنان دیه مقدر کرده است. این حکم در ماده‌‌ 664 قانون مجازات اسلامی آمده است (ر.ک.، قانون مجازات اسلامی، 1392). بنابراین، نمی‌‌توان پذیرفت که در دستورات اسلامی از سویی در قبال قطع عضوی از اعضای تناسلی زنان، دیه تعیین شود و از سوی دیگر حکم به استحباب قطع آن صادر شده باشد.

 نوع چهارم ختنه‌ زنانشامل اعمالی است که صدق عنوان ختنه بر آنها بسیار دشوار است و این‌‌گونه رفتارها بدون آنکه عمل ختنه را تحت پوشش قرار دهد، براساس تعصبات اشتباه قومی و فرهنگ‌‌های منسوخ انجام می‌‌شود. بنابراین، چنین اعمالی در دایره‌ رفتارهایی که در اسلام با عنوان خفض الجواری به آن حکم شده است، قرار نمی‌‌گیرد.

قدر متیقن آن است که استحباب ختنه‌ زنان از منظر اسلام فراتر از آنچه که در روایت از سوی پیامبر اکرم(ص) خواسته شده است، نیست و سایر اعمالی که در آنها بخش‌‌های حیاتی و مهم آلت تناسلی زنان قطع می‌‌شود، مورد حکم استحباب قرار نگرفته است. بنابراین به‌نظر می‌‌رسد از میان انواع چهارگانه‌‌ ختنه‌ زنان، تنها نوع اول و با تفکیک قطع یا عدم قطع کلیتوریس از نظر اسلام استحباب دارد و سه نوع دیگر با در نظرگرفتن مفهوم روایت و تطبیق با مفاد آن، مصداق حکم استحباب اسلام نیست؛ زیرا هر قسم از ختنه‌ دختران که در آن اعضای دخیل در عملکرد دستگاه تناسلی خارجی دختران نقش داشته باشد از جمله کلیتوریس قطع شود، مصداق حکم استحباب اسلام قرار نمی‌‌گیرد. بنابراین، حکم جواز اسلام تنها به نوع اول بدون قطع کلیتوریس تعلق می‌‌گیرد و ختنه‌ نوع دوم، سوم و چهارم به‌‌دلیل قطع اعضای حیاتی و محدود کردن عملکرد دستگاه تناسلی از این حکم خارج هستند که نظرات فقهای معاصر نیز دال بر آن است.

  1. 3.      بحث و نتیجه‌گیری

 تفاسیر علما درباره ختنه‌ زنان متفاوت است و هر گروه برای اثبات درستی تفسیر خود از آیات و روایات مختلفی بهره می‌‌گیرد. بررسی مواضع فقهای اهل سنت نشان می‌‌دهد که در میان اهل سنت، فرقه‌‌ شافعی ختنه‌ دختران را مانند ختنه‌ پسران واجب می‌‌داند، اما در نقطه‌‌ مقابل ایشان، ابو‌‌حنیفه و ابو‌‌عبداللّه مالک‌بن انس از علمای فرقه‌‌های حنفی و مالکی معتقدند که ختنه کردن در حق تمام مردم چه زن و چه مرد مستحب مؤکد است و واجب نیست. پیروان مکتب حنبلی نظری متفاوت با سه فرقه‌‌ دیگر دارند و معتقدند که ختنه کردن برای پسران واجب و برای دختران مستحب است. آنها ختنه‌ دختران را نوعی زیبایی و مکرمت می‌‌دانند، اما دیدگاه‌‌های فقهی برخی از فقهای معاصر اهل سنت درباره رسم ختنه‌ زنان در بسیاری از موارد با آنچه رهبرانشان بر آن فتوا داده‌‌اند، متفاوت است و در حال حاضر مخالفت‌‌های شدیدی درباره این رسم ایجاد شده است.

آنچه از مجموع ‌‌احادیث، روایات، کلام قدما و فقهای معاصر دریافت می‌‌شود این است که در فقه شیعه، ختنه کردن دختران واجب نیست، بلکه مستحب است که بهتر است انجام شود و ترک آن مانند ترک واجب شرعی عقابی در پی ندارد. بنابراین در بین شیعیان مانند اهل سنت ختنه‌ زنان شایع نیست و تنها گروه مستعلوی در مصر زنان را ختنه می‌‌کنند. از نظر نگارندگان با در نظر گرفتن شرایطی که در حال حاضر در مورد ختنه‌ دختران و آثار مترتب بر آن وجود دارد، وجوب این عمل محل تأمل است و دلایل نگارندگان مبنی بر عدم وجوب ختنه‌ دختران به شرح زیر است:

احکام اسلام دو گونه‌‌اند: اول احکام تأسیسی که در دین اسلام وضع شده‌‌اند و پیش از ظهور اسلام وجود نداشتند مانند خواندن هفده رکعت نماز شبانه‌‌روز. دوم احکام امضایی یا تأییدی. این دسته احکامی هستند که پیش از ظهور اسلام نیز وجود داشتند و اسلام آنها را تأیید کرده است مانند ختنه‌ مردان. این رسم قرن‌‌ها پیش از ظهور اسلام در بین یهودیان و مسیحیان نیز رواج داشته است و مردم شبه‌‌جزیره‌‌ عربستان نیز در مورد پسران خود این عمل را انجام می‌‌دادند. پس از ظهور اسلام پیامبر اکرم(ص) این رسم را در مورد پسران واجب اعلام کرد. در دین اسلام والدین موظفند پسران خود را ختنه کنند و اگر این وظیفه را انجام ندهند خود فرد باید پس از رسیدن به بلوغ آن را انجام دهد. امروزه نیز فواید پزشکی این عمل بر هیچ کس پوشیده نیست. فوایدی مانند حذف ترشحات مضر چربی که زیر پوسته‌‌ روی حشفه جمع می‌‌شود، پیشگیری از عفونت‌‌های ادراری و کلیوی، کاهش سرطان آلت تناسلی مردان و... . حال اگر ختنه‌ زنان نیز مانند ختنه‌ مردان مورد تأکید بود، ختنه‌ زنان هم واجب می‌‌شد، اما با وجود اینکه مانند ختنه مردان پیش از ظهور اسلام در بین برخی از قبایل وجود داشته است، پس از ظهور اسلام حکم به وجوب آن نشده است و این موافق عقل سلیم است که چون ختنه‌ زنان مانند ختنه‌ مردان فواید پزشکی و بهداشتی قابل توجهی ندارد، واجب نباشد.

در تعالیم اسلامی همه‌ اشکال خشونت بدون دلیل و وجه خاص نسبت به همه‌ انسان‌‌ها ممنوع است و رعایت حال افراد به‌‌ویژه زنان و کودکان بسیار مهم است. ختنه‌ زنان نیز رفتاری است که در برخی از انواع آن به‌‌ویژه نوع دوم و سوم، زنان و دختران را متحمل دردهای زیادی می‌‌کند و صدمات جسمی و روحی‌‌ فراوانی دارد. مهربانی و منع خشونت بارها در کلام خداوند متعال و معصومین (ع) آمده است. برای مثال در آیه‌‌ 58 سوره احزاب آمده است: «کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بی‌‌هیچ گناهی بیازارند، تهمت و گناه بزرگی را بر دوش می‌‌کشند». پیامبر اکرم (ص) نیز در روایتی می‌‌فرماید: «آنکه به مؤمنی آزار رساند، مرا آزار داده و آنکه مرا آزار دهد، خدا را آزار داده است و در تورات، انجیل، زبور و قرآن کریم هم نفرین شده است» (حرالعاملی،1396، 75/150). بنابراین، بسیار بعید به نظر می‌‌رسد که دین اسلام با چنین رأفت و عطوفتی تمام انواع ختنه‌ دختران را که برخی از آنها متضمن شدیدترین رنج‌‌ها و آزارها نسبت به دختران است، واجب کرده باشد.

دلایل بسیاری برای انجام رسم ختنه‌ زنان وجود دارد و این عمل با توجیهات متفاوتی انجام می‌‌شود. از مهمترین دلایلی که زنان و دختران به خاطر آن ختنه می‌‌شوند این است که عمل ختنه می‌‌تواند از تمایلات جنسی دختران کم کند، آن را کنترل کند و بکارت آنها را تا دوران ازدواج پاک و منزه نگاه دارد. صرف نظر از این مسئله که توهینی به شخصیت زنان است و کرامت انسانی آنها را پایمال می‌‌کند نکته‌ قابل تأمل آنکه یکی از غرایز اصلی انسان غریزه جنسی است و در اسلام توجه جدی به این غریزه شده است. واقع‌‌بینی اسلام در توجه به این غریزه حیرت‌‌انگیز است و خداوند راه ارضای این غریزه را در ازدواج و راه کنترل این غریزه را پیش از ازدواج در خویشتن‌‌داری و پیشه‌‌کردن عفت و پاکدامنی قرار داده است. بنابراین، اگر خداوند راه کنترل امیال جنسی را در ختنه کردن قرار می‌‌داد، باید به‌‌طور صریح به آن اشاره و آن را واجب می‌‌کرد درحالی‌‌که افراد محروم از ازدواج را به پیشه کردن عفاف سفارش کرده است (ر.ک.، نور: 33) نه پاک کردن صورت مسئله با اعمالی مانند ختنه‌‌ زنان.

 تمامی این دلایل بیانگرآن است که دین مبین اسلام ختنه‌ زنان را واجب نکرده است و به‌‌طور صریح نیز حکم بر نهی این عمل نداده است. با وجود چنین رویکردی، گاهی بر عمل ختنه آثاری مترتب می‌‌شود که ممکن است باعث صدمه بر جسم و روان زنان شود. بنابراین، با درنظرگرفتن این مهم نمی‌‌توان به‌‌طور مطلق حکم بر جواز یا منع ختنه دختران داد؛ زیرا از سویی نمی‌‌توان امری را که در اسلام نسبت آن رویکرد مثبت وجود دارد، نادیده گرفت و از سوی دیگر هم نمی‌‌توان نسبت به صدمات و لطمات احتمالی وارده بر تمامیت جسمانی دختران که حفظ آنها در اسلام تأکید شده است، بی‌‌تفاوت بود. پس باید با درنظرگرفتن دیدگاه‌‌های فقهی به‌‌ویژه روایات و نصوص وارده و تطبیق آن با انواع چهارگانه‌ ختنه‌ دختران قائل به تفکیک شد.



[1]. Female Genital Mutilation

[2]. World Health Organization

[3]. Kessler, ‎E.

[4]. Clitoridectomy

[5]. Excision

[6]. Infibulation

[7]. این روایت را شیخان (شیخ طوسی و شیخ مفید) و همچنین أبی هریره نیز روایت کرده‌‌اند.

[8]. مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب خود متذکر شده است که دو روایت نخست را کلینی در فروع کافی جلد 2 صفحه‌‌ 91 نقل کرده است و روایت سوم از الحمیری به دو شکل، یک‌بار در کتاب قرب الاسناد از هارون ابن مسلم و در جای دیگر از مرحوم کلینی نقل شده است. همچنین شیخ طوسی در کتاب التهذیب از مرحوم کلینی در فروع کافی جلد 2 صفحه‌‌ 91 نقل شده است.

[9]. آیت‌‌اللّه نوری همدانی، استفتاء شماره 7352: «ختنه برای دختران نوعی حسن و سربلندی است». آیت‌‌اللّه لطف‌‌اللّه صافی گلپایگانی، استفتاء شماره 92144: «واجب نیست». آیت‌‌اللّه ناصر مکارم شیرازی، استفتاء شماره 132_12_12_91: «ممنوع است». آیت‌‌الله حکیم: «در اختیار خود دختر است». متن استفتاء آیت‌‌الله حکیم به پیوست بیان شده است.

  1. * قرآن کریم (۱۳۸۲). مترجم: فولادوند، محمدمهدی. قم: کتابخانه بزرگ قرآن کریم.

    1. احمدی، بابک (1378). حقیقت و زیبایی. تهران: نشر مرکز.
    2. اسلامی ندوشن، محمدعلی (1357). ذکر مناقب حقوق بشر در جهان سوم. تهران: انتشارات توس.
    3.  اهل الحدیث حکم خفاض الاناث (بی‌تا). مشاهده شده در پایگاه اطلاع رسانی http:// www. Ahlalhdeeth.com
    4. ایزدی، مهدی (1382). نکات برتر در بیماری‌‌های زنان و زایمان. تهران: نشر پروانه.
    5. آقایی، بهمن (1376). فرهنگ حقوق بشر. تهران: کتابخانه‌‌ گنج دانش.
    6. باصری، علی‌اکبر (1388). حقوق مبتلایان به HIV. تهران: انتشارات خرسندی.
    7. پی هالجین، ریچارد.، و کراس ویتبورن، سوزان (1389). آسیب‌‌شناسی روانی. مترجم: سیدمحمدی، یحیی. تهران: نشرروان.
    8. تانگ، رزمری (1387). درآمدی جامع بر نظریه‌‌های فمینیستی. مترجم: نجم عراقی، منیژه. تهران: نشر نی.
    9. جباری، محمدرضا (1389). تاریخ اسلام. قم: حوزه‌‌ علوم اسلامی دانشگاهیان.
    10. جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان (1385). مقابله با خشونت در کشورهای اسلامی. تهران: نشر حقوقدان با همکاری دانش نگار.
    11. حرالعاملی، محمدبن‌حسن (1396). وسایل الشیعه الی التحصیل مسائل الشریعه. تهران: المکتبه السلامیه.
    12. حکیمی، محمد (1378). دفاع از حقوق زن. مشهد: بنیاد پژوهش‌‌های اسلامی آستان قدس رضوی.
    13.  ختنه‌ دختران در مذاهب چهارگانه‌‌ اهل سنت (بی‌تا). مشاهده شده در پایگاه اطلاع رسانی راه اسلام: www.islamway&aqs=chrome
    14. خسروی، زهره (1382). مبانی روان‌‌شناسی شخصیت. تهران: دفتر برنامه‌‌ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی.
    15. دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر با همکاری کانون وکلای بین‌‌المللی (1388). حقوق بشر در دستگاه قضایی. مترجم: نوری‌‌نشاط، سعید. تهران: نشر سازمان دفاع از حقوق قربانیان.
    16. دیری، واریس.، و میلر، کاتلین (1384). گل صحرا. مترجم: فیلسوفی، شهلا.، و نجفی، خورشید. تهران: نشر چشمه.
    17. ربیعی، محمد (1370). باقیات صالحات در فقه امام شافعی. تهران: انتشارات پیام.
    18. رضوی، الهام (1383). حقوق بشر و چالش‌‌های فمینیسم؛ مسائل اساسی حقوق بشر در جهان امروز (مجموعه مقالات کنگره‌‌ بررسی مسائل حقوق بشر). تهران: شرکت سهامی انتشار.
    19. رواسیان کاشی، سمیه (1388). فصل مشترک تبعیض‌‌ها (بررسی کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان). تهران: نشر و پژوهش شیرازه.
    20. شجاعی، زهرا (1383). برای زنان فردا. تهران: شرکت انتشارات سوره مهر.
    21. شجاعی، زهرا (1384). برای زنان فردا. تهران: ناشر روز نو.
    22. شوکانی صنعانی، محمدبن علی‌بن‌محمد (1994م.). نیل الاوطار. بیروت: دارالفکر.
    23. فانید، نگار (1386). حقوق زنان بزه‌دیده در امور کیفری با استناد اسناد بین‌‌المللی و قوانین داخلی. مجموعه مقالات همایش ملی زنان و چالش‌‌های پیش‌رو (با نگاه ویژه به استان ایلام). تهران: انتشارات برگ آذین.
    24. فرنچ، مارلین (1373). جنگ علیه زنان. مترجم: تمدن (مالکی)، توران‌‌دخت. تهران: انتشارات علمی.
    25. قانون مجازات اسلامی (1392). تهران: معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات.
    26. قربان‌‌نیا، ناصر (1387). حقوق بشر و حقوق بشردوستانه. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
    27. قرضاوی، یوسف عبدالله (1384). دیدگاه‌‌های فقهی معاصر. مترجم: نعمتی، احمد. تهران: نشر احسان.
    28. کازری، امیرحسین.، و کاویانی، احمد (1377). بیماری‌‌های زنان و زایمان. تهران: نشر تبلور.
    29. کریمی، فاطمه (1389). تراژدی تن (خشونت علیه زنان). تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
    30. محمدی اصل، عباس (1388). جنسیت و خشونت. تهران: نشر گل آذین.
    31. محمدی، ابوالحسن (1388). مبانی استنباط حقوق اسلامی (اصول فقه). تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
    32. مصطفوی، علی‌اصغر (1369). اسطوره قربانی. تهران: انتشارات بامداد.
    33. معظمی، شهلا (1388). بزهکاری کودکان و نوجوانان. تهران: نشر دادگستر.
    34. معین، محمد (1371). فرهنگ فارسی معین. تهران: انتشارات امیر کبیر.
    35. مکی‌العاملی، زین‌‌الدین‌بن‌علی (شهید ثانی) (1385). الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه. تهران: مکتبه‌الاعلام الاسلامی.
    36. نجفی، محمدحسن (1374). جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام. تهران: المکتبه السلامیه.
    37. نورانی، مهدی (1380). کالبدشناسی و فیزیولوژی برای پرستاران. تهران: انتشارات چهره.
    38. نووی، محی‌‌الدین‌ (بی‌تا). المجموع. مشاهده شده در کتابخانه آنلاین http:// www Shiaonhinelibrary.com
    39. نیک‌‌خلق، علی‌‌اکبر.، و وثوقی، منصور (1384). مبانی جامعه‌‌شناسی. تهران: انتشارات بهینه.

    Kessler, ‎E. (2005). A Dictionary of Jewish-Christian Relations. Neil Wenborn: Cambridge University Press.